هفتاد و سومین ماهگرد پرنسس رزالین👑🌹
خب خانومی، نازدارِ نازدونه، جان جانِ جونه دل یک ماه دیگه گذشت و ما همواره از درگاه الهی برای شما دختر طلایی، آرزومند سلامتی و شادکامی و سعادت و موفقیتیم. آمین بعد نوشت: مثل یک پری خوابیده ای و من بچلانمت پنبه جان عاشقتم جان مادر 💖💝💖💝💖💝💖💝💖💝💖💝💖💝💖💝 خاطرات دختر کتاب فروش نویسنده: اسماء هلیآ دگلی عاشق بوی کتابهای نو بود. طبق گفته ی خودش! بهانه اش بود که هر روز نزدیک و نزدیکتر شود. آنهم بعد از خرید چندین جلد تکراری! حواسش پرتِ پرت بود. وقتی گفت هیچ بویی برایش زنده تر از پیچ زلفانم نیست خندیدم و بیرحمانه کتاب نویی پیش رویش نشاندم و تندی ادامه دادم: گفته بودی عاشق بوی نویی کتابی... چه مچگیری یخی! ...





